این پست به علت ترویج انرژی منفی خودم به بقیه ادامه مطلب منتقل شد تا هر کی دوست داشت بره بخونه
جمعه6/12/89 ساعت 20
خستم
ببخشید از این انرژی منفی اما خستم
خدا یه نگاه به رزومه زندگی من بنداز فکر کنم اشتباه شده من همش یه جوونه 22 سالم کار بدی هم نکردم فقط خواستم تو زندگیم آدم باشم
خستم
قلبم خسته شده
مغزم هنوز گیجه
دلمم داره میلرزه
دست و پا هام هم انگار مال خودم نیست
خیلی بی معرفت شدی خدا
من فقط قصدم این بود که مثل ادم زندگی کنم
خدایا اشتباه شده ازم نگیر چیزی رو که تو رو هم ازم میگیره
دلم دیگه جا نداره همین روزا ست که...............................
من فهمیدم چت شده









تو عاشق شدی
جدیدا تو مطالب سیاسیت هم نکاتی از عشقت هم میشه پیدا کرد
علی جانم قصه نخور همه این چیزا پیش میاد
یه جوراایی هنوزم باورم نمیشه تو اسیر رابطه ی عاشقانه شدی تو دانشگاه هم هر کاری بچه ها کردن نشدی (یادته که بهت گفتم بچه های معماری روی زدن مخت شرط بندی کردن)
علی جانم کاش میتونستم کمکت کنم اما نیدونم چته
چون میدونم آدم تو داری هستی هم بهت زنگ نمیزنم
همکلاسی سابق لیلا.م
سلام چطوری
.
.
.
کاش تو وبلاگ چیزی از این موضوعات نمینوشتم اما دیگه خیلی روم فشاره
.
/
درست حدس زدی
کمکی هم ازت بر نمیاد . چقدر جالب شد که تو اولین نفری هستی که برام نظر مینویسی اخه تو میدونستی که میخوام مثل آدم زندگی کنم
همیشه یه همچین روزایی هست ولی امید تنها راه تنها راه


امیدوارم که زود تر سر حال بشی
بازم میگم خدا کسایی رو که دوست داره زیاد باهاشون سرو کله میزنه